افشای میلیونها صفحه فساد ؛ آیا این بزرگترین سند شکست تمدن قلابی غرب نیست؟
افشای بیش از ۳.۵ میلیون صفحه اسناد محرمانه مرتبط با شبکهٔ فساد، سوءاستفادهٔ جنسی و روابط پنهان قدرتمندان غرب، تنها یک رسوایی اخلاقی نیست؛ این افشاگری، زلزلهای در بنیان ادعای «تمدن برتر» غرب است. تمدنی که سالها خود را معیار اخلاق، حقوق بشر، شفافیت و قانونمداری معرفی کرده و دیگران را به نام همین مفاهیم تحقیر، تحریم و حتی بمباران کرده است.
پروندهٔ جفری اپستین—میلیاردر آمریکایی با روابط گسترده در بالاترین سطوح سیاست، اقتصاد، علم و رسانه—اکنون به نمادی تبدیل شده است از آنچه غرب همواره تلاش داشت پنهان کند:
همزیستی قدرت، ثروت و جنایت در پشت نقاب قانون و اخلاق
شبکهای فراتر از یک فرد.
آنچه امروز از اسناد دادگاهی، شهادتها و فهرست اسامی برمیآید، نشان میدهد اپستین نه یک «منحرف تنها»، بلکه حلقهای از یک شبکهٔ پیچیده و محافظتشده بوده است؛ شبکهای که در آن:
•سیاستمداران طراز اول
•دانشمندان و چهرههای دانشگاهی مشهور
•سرمایهداران بزرگ و صاحبان رسانه
•و حتی قانونگذاران مرد و زن
در مهمانیها، سفرها و جزایر خصوصی، از مصونیت مطلق برخوردار بودهاند؛ مصونیتی که نه از قانون، بلکه از قدرت سرچشمه میگرفت.
قانون برای ضعیفان، مصونیت برای نخبگان
غرب سالها به جهان درس «حاکمیت قانون» داده است. اما پروندهٔ اپستین نشان داد که قانون، در این تمدن، طبقهبندیشده اجرا میشود.
وقتی اپستین در شرایطی مشکوک در زندان «خودکشی» کرد، دوربینها خاموش بودند، نگهبانان خواب بودند و پاسخها قانعکننده نبودند.
پرسش ساده است:
اگر این پرونده مربوط به کشوری در جهان سوم بود، آیا رسانههای غربی آن را «نمونهٔ دولت فاسد» نمینامیدند؟
فروپاشی اخلاقِ ادعایی
تمدنی که خود را مدافع زنان، کودکان و کرامت انسانی معرفی میکند، چگونه سالها سوءاستفادهٔ سیستماتیک از کودکان را نادیده گرفت؟
چگونه قربانیان، بارها شکایت کردند و نادیده گرفته شدند، اما متهمان در حلقههای قدرت باقی ماندند؟
این افشاگریها ثابت کرد که شعارهای پرزرقوبرق حقوق بشری، در بسیاری موارد، ابزار سیاسی است نه باور اخلاقی.
تمدن قلابی؛ وقتی حقیقت برملا میشود
آنچه امروز در حال فروپاشی است، فقط اعتبار چند چهره نیست؛ بلکه افسانهٔ برتری اخلاقی غرب است.
تمدنی که خود را قاضی جهان میدانست، اکنون در برابر آیینهای ایستاده که تصویر واقعیاش را نشان میدهد:
تمدنی با نهادهای قدرتمند، اما اخلاقی شکننده؛
با رسانههای آزاد، اما گزینشی؛
با قانون، اما طبقاتی.
نتیجه
پروندهٔ اپستین و افشای میلیونها صفحه اسناد مرتبط با آن، شاید بزرگترین سند این واقعیت باشد که تمدن، بدون عدالت و اخلاق، تنها یک نقاب است.
و امروز، این نقاب در برابر چشم جهانیان ترک برداشته است.
سؤال اساسی دیگر این نیست که «چه کسانی در این پرونده دخیل بودهاند؟»
سؤال این است:
آیا جهان هنوز باید غرب را مرجع اخلاق و تمدن بداند؟
نویسنده: ش.ر

